فلفل نبین چه ریزه !!!

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

 

وارد رستوران که شدیم روی پله های ورودی  دختری خوشکل ؟ / خوشگل ؟ نشسته بود که عروسکش یک پا بیشتر نداشت . مامان و بابایش پشت یه میز مشغول صحبت بودن . دخترک نیم وجب بود .گارسون به سه نفری که می خواستند یک صندلی از میز چهارنفره رابردارند و بگذارند کنار میز دونفره ، گفت : پشت همون میز چهارنفره بشینید .

آنها گفتند : میز دونفره کوچیکتره ما می خوایم به هم نزدیکتر باشیم .

گارسون گفت : پس از من بخواین صندلی جابه جا کنم سر خود میزا رو بهم نریزید.

(با خودم گفتم این بابا ازآن گنده دماغاست ... یک صندلی دیگر این حرفها را ندارد )

دوتا مرد بودن سر میز کناری ، یکی ازآنها گفت : یه نوشابه یه دلستر

گارسون داشت یادداشت می کرد که اون یکی گفت : منم دلستر

مرد اولی گفت : پس دوتا دلستر

گارسون قیافه اش مثل کسی شد که گلو درد دارد و نمی تواند آب دهانش را قورت بدهد و گفت : اول به توافق برسید بعد سفارش بدید. با خودم گفتم : گویا امشب نذر کرده حال همه را بگیرد ، مگر می خواهند  مهریه تعیین کنند که به توافق برسند ؟ دوتا دلستره که این حرف هارا ندارد ، نستعلیق که ننوشتی نوشابه را خط زدن اینقدر سخت است ؟ گارسون رفت پیش دختر نیم وجبی که عروسکش یک پا داشت

 گفت : کوچولو برو پیش مامان بابات

دختر چپ چپ نگاهش کرد .

گارسون نرم تر گفت : از اینجا پاشو لباسات کثیف می شن عمو ( حس کردم نگاه چپ چپ دختر از اعتماد بنفسش کم کرد.)

دختره نگاهش را انداخت به زمین و دوباره سرشو آورد بالا و یه چشم غره رفت به آقای گارسون

گارسون  نگاه کرد به پشت سرش که مطمئن شود مامان و بابای دخترک حواسشان نیست ، بعد سرش را آورد جلوتر و دندونهایش را فشار داد به هم و گفت : بهت گفتم پاشو از اینجا . دخترک بلند شد ، عروسکش را از همان یک پا گرفت ( مثل گرز ) بعد دستش را به کمرش زد و در چشم های گارسون نگاهی غصبناک کرد  . ترجمه حرکتش این بود که : چیه ؟ | سانسور | * می خوای ؟؟ گارسون که دوست نداشت  از یه بچه در | سانسور |  بخورد . رنگش عین گچ سفید شد ، دمش را روی کولش گذاشت  و در رفت . منکه اهل خوردن فست فود و اینجور چیزها اصلا نیستم کاملا توجه هم به اتفاقات اطراف بود . با دیدن این صحنه ، ازطرفی با حرکت دخترک بقول جوان ها خیلی حال کردم و ازطرفی هم باخودم گفتم : در کلاس و مدرسه خدا به داد ما برسد با این دهه 90 ها . که در کنار شیرین و جذاب بودنشان خطرناک و بعضا اژدها هم هستند . 

 

 * گویند حرف زشت را دوبار نباید تکرار کرد . اولیش هم بخاطر ادا کردن حق مطلب بود ! هرچند سانسور شد اما منظورمان را رساندیم :دی

+ این پست را " انتشار مطلب درآینده "  ثبت کردم . قرار براین است 8 صبح ثبت شود . پس یک دو سه امتحان میکنیم ! 

فلفل نبین چه ریزه به انگلیسی,فلفل نبین چه ریزه,فلفل نبین چه ریزه گوگوش,فلفل نبين چه ريزه,شعر فلفل نبین چه ریزه,کتاب فلفل نبین چه ریزه,نمایش فلفل نبین چه ریزه,اهنگ فلفل نبین چه ریزه,ضرب المثل فلفل نبین چه ریزه,معادل انگلیسی فلفل نبین چه ریزه,...
نویسنده : بازدید : 59 تاريخ : شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 1:02

close
تبلیغات در اینترنت