پاييزم و چشم انتظار بهار :) - تاریخ: 1401/6/25 ساعت: 11:53
u200fغم، آدمیزاد را بی حرف می كند . غم باعث ميشود كه آدمي نداند دقیقاً از چه بنویسد و اصلا چرا بنويسد ؟ + حال و هواي غروبِ جمعه ها كليك++ تركيبي از تابستان و پاييز شهرم كليكپ.ن: فيلم مربوط به باران بهاري و درخت انجيرم :) Adblock test (Why?)
8 سال و ٣٦٥ روز گذشت - تاریخ: 1401/5/2 ساعت: 15:50
هميشه تولد علامتيست پر معنا در سر رسيد تقويم ها ، اين بار اما دليلي شد براي نوشتن اين متن با دستان من براي تشكر و قدرداني ، تشكر از وبلاگ عزيزم كه براي هميشه در دل و خاطرم ماندگار خواهد ماند .  Adblock test (Why?)
نا اميدي - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 14:04
انسان نميتواند طولاني مدت با احساس پوچي سركند ، اگر به سوي چيزي رشد نكند ؛ كاملا راكد و منفعل نمي ماند ، بلكه استعداد هاي فروخورده اش به ناخوشي ، نااميدي و در نهايت فعاليت هاي ويرانگر تبديل ميشود . احساس پوچي يا خلاء معمولا ازافراد نااميد سرچشمه ميگيرد . كه از انجام هركار موثر در زندگي خود يا دنيايي...
كابوس يا رويا مسئله اين است - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 7:31
شايد حق با ملاصدراست که بهشت و جهنم را ظهور و تجسم قوه ی خیالیه و از جنس خواب و رویا می داند. فکر کن آدم بعد از مرگ الی الابد توی رویاهای شیرین باشد، محشر است. و صد البته الی الابد کابوس دیدن هم فلاکتی است برای خودش. * منطقي نيست كه بخواهيم يكسال گناه را در يك شب تسويه كنيم . ولي ادميزاد است ديگر. د...
هم صحبت خاك و رفيق عطر بارون شدم - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 7:31
وقتي شاعرميفرمايد : يه سفر رهايي از دلهره  ميخوام ، از طبيعت يه كمي خاطره ميخوام * شنونده بايد فرصت و تعطيلات را غنيمت بشمارد  :)صرفا جهت ثبت خاطرات  كليك كليك كليك  و كليك * اهنگ پنجره سياوش قميشي . با هم بشنويم كليك+ عكس ها بااستفاده از picsart  سوكسي
تنها مرگ است كه دروغ نميگويد - تاریخ: 1401/3/2 ساعت: 7:31
يكي از تفريحات و لذت هاي زندگي من تنهايي به بالاترين نقطه ي شهر رفتن  كليك و ساعت ها در سكوت خيره به شهر شدن است . گاه آنقدر محو داستان هر يك از چراغ هاي روشن خانه هاي اين شهر ميشوم  كليك كه ديگر زمان از دستم خارج ميشود . اما همين لحظات براي من بسيار زيبا و دلنشين هست . به طوري كه اصلا علاقه اي به ج...
احیاناً يبكي فيك كل شي اِلا عينيك - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:50
حقايق زندگي ما را رنج ميدهند . و در وسع هيچ انساني نيست كه زندگي بي رنج داشته باشد . اصلا ميداني ، تراژدي زندگي اين است كه حتي اگر تمامي كوشش هاي رسيدن به هدفت را هم متحمل شوي ، باز هم چيزي رسيدن به آن را تضمين نميكند . وجوه تراژيك زندگي كه اجتناب ناپذير هم هستند ، اين است كه همواره بااين وجوه سرو ك...
زمستان عزيز ، فصل من ؛ فصل شكوفايي و رشد - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:50
برخي از دوره هاي رشد ما ، چنان گيج كننده است كه ما حتي تشخيص نميدهيم كه رشدي در حال وقوع است . شايد ما احساس خصومت شديد يا عصبانيت يا گريه و غم كنيم و يا دچار حمله هراس و يا هيستريك شويم و يا ممكن است احساس افسردگي كنيم . اما هرگز به ذهن ما خطور نميكند كه در واقع در مرحله اي از تغيير هستيم . مگر اين...
من پريشان حال و دلخون با همين دنياي خويشم :) - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 23:50
متنفرم از روزهايي كه حتي خود نميدانم دردم چيست ؟ شايد هم ديوانه شدم و بقول آر دي لينگ ديوانگي يك سازگاري كاملا عقلاني با يك جهان ديوانه است .و اين يعني من هم در حال سازگاري با دنياي خويشم  :) به هر جهت هرچه فكر كردم دليل منطقي را پيدا نكردم و با همين شوريده حالي پشت فرمان نشستم  و به سمت شهر مورد عل...
گرفتگي - تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 21:09
گرفتگی مثل هوای شرجی است.دم دارد.مرطوب است.می رود توی همه چیز.نفوذ تا اعماق اشیاء.همه چیز پُف می کند.حجیم می شود.دیده ای دیوارها که نم می کشند؛چطور می شوند؟آبله می زند دیوار!گرفتگی،هوای شمال است.گرم م
چگونه ميشود واقعا؟! - تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 21:09
حرف زدن با بعضی از ما آدمها، گفتگو با دیواراست.نه ازین جهت که چیزی نمیفهمند؛ نه ! ازین بابت که عین حرف هایت پژواک میشود و بر میگردد به خودت! حالا بعد از چند روز، ماه یا سال . خُ
مبر ز موي سپيدم گمان به عمر دراز / جوان ز حادثه اي پير ميشود گاهي - تاریخ: 1399/6/23 ساعت: 21:09
در آینه نگاه ميكنم و انگار چیز زیادی تغییر نکرده است. فقط پس از پنج سال چندين تارموي سفيد شده كه هر بار مادرم به زور آنها را از روي سرم جدا ميكند اما بي فايده است و شاید چند س
از یک جایی به بعد آدم عوض می شود - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 9:48
از یک جایی به بعد آدم عوض می شود . یکسری خلق و خوها ، عقاید، دغدغه ها. خيلي چیزها میتوانند روی این تغییرات موثر باشند. سن، تجربه، دوستان، جامعه و کتاب ها و فیلم ها و ... اين روزها بزرگترین تغییر
عيدتون مبارك :) - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 9:48
در گوش من حدیث بهار و خزان یکیستبیم خزان سیاه و امید بهار تلختا گاومان چه زاید در سالهای بعدامسال ما گذشت چو پیرار و پار تلخ + مظاهر مصطفا + + به جهت پاسخگويي ، لطفا ادرس بگذاريد . كامنت بدون ادرس تاييد و پاسخ داده نميشود :)
تجربه - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 9:48
اگر کمی بر سر عقایدت کوتاه بیایی، دنیا مجبورت می کند که بازهم کوتاه و کوتاه تر بیایی، آنقدر که دیگر چیزی از تو و عقایدت نماند .
هيچ وقت اجازه نده كه حدت را به تو متذكر شوند - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 9:48
همیشه از یك حدی که بگذرد قضیه برعکس ميشود. از يك حد كه مهربانتر شوي سو استفاده ها از تو زياد ميشود ، نقد و انتقاد و حسادت ها زياد ميشود از يك حدي که بیخیال تر شوي همه چیز روال تر ميشود. لكن اين حد بس
عادت هيچ ربطي به فراموشي ندارد :) - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 1:00
چند سال پیش يكي از آشنايان به اسم مريم خانم دو فرزند خود را با فاصله ي زماني كم از دست داد . اين خانم زندگی اش كلا به دو قسمت پیش از فوت فرزندان و پس از فوت انها تقسیم کرده بود. يكبار كه من شاهد درد
نِعْمَتَانِ مَكْفُورَتَانِ اَلْأَمْنُ وَ اَلْعَافِيَةُ - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 1:00
امروز فهمیدم که چقدر دوستشان دارم. هیاهوی مدرسه را، دانش آموزانم را، شیطنت ها و حتي درس نخواندن هایشان را. امروز فهمیدم که چقدر خوشبخت بوده ایم ما، که دوران طاعون و وبا را به چشم ندیدیم وفقط در کتاب
نميفهمند :) - تاریخ: 1398/10/14 ساعت: 21:16
توی هر خانه همیشه کسی هست که برای خوردن شیرینی وا رفته ته جعبه داوطلب میشود،برای خوردن آن بخش نرم تر موز که نزدیک است خراب بشود، یا برنج هایی که چسبیده به ته قابلمه و سفت شده.این آدم همان است که مو
مرگ تو جهانی را محزون و و جهانی را خوشحال کرد - تاریخ: 1398/10/14 ساعت: 21:16
حاج قاسم هم رفت. به حضورش عادت کرده بودیم مثل آن داداش بزرگ معروف دعواهای کودکی مان که هروقت کم می آوردیم از او مایه می گذاشتیم، حاج قاسم هم برگ برنده ي همیشگی بود. هروقت نتانیاهو و ترامپ گنده تر

برچسب‌های مرتبط

amour vert | amour meaning | amour propre | amour fou | amour definition | armor games | همه دارند به پابوسی تومی آیند | همه دارند به پابوسی تو میایند | همه دارند به پابوسی | همه دارند به پابوس تو میایند