گاهی اوقات انسان مملو از حس های احمقانه میشود | بلاگ

گاهی اوقات انسان مملو از حس های احمقانه میشود

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

 

گاهی وقت ها هست که آدم حوصله اش سر می رود از همه چیز . از مدارا کردن با زندگی ، پیش آمدها ، از روز مرگی ، از تنبلی و غمبرک زدن . اینطور وقت ها آدم دلش یک چیزهایی می خواهد که تا بحال نداشته است ، یک ذوقی که تابحال نچشیده است . یک چیزی که قند توی دلش آب شود شاید . یک تحسین غافلگیر کننده که انتظارش را نداشته است . یک چیزی مثل اینکه بلند بگویی : عجب شانسی آوردم ! یک چیزی که وقتی در ذهنت تداعی میشود حس خوبی را برایت تداعی کند . حسی که از ته ته ته دلت بگویی آخیییییش خداروشکر که درست شد . می فهمید که چه می گویم ؟! بعضی وقتها در زندگی هست که آدم نمی داند به چه احتیاج دارد که حالش را خوب کند . البته میداند اما سردرگم است ، خسته است ، عقلش به جایی نمیرسد . مردد است و از حکمت خدا هیچ سر در نمیاورد . بخاطر همین هم گاهی اوقات انسان ها مملو از حس های احمقانه ای میشوند . دقیقا مثل این روزهای من ! راستش دلم یک چیز جدید می خواهد یک هیجان. یک اتفاق خوب . یک اتفاق شیرین و دلچسب که همه خانواده به شکرانه اش دورهم جشن بگبریم تا خود صبح بگوییم و بخندیم و ته دل همه ی ما یک چیز باشد یک ذوق وصف ناشدنی یک اتفاق خوب که این روزمرگی را از تن خسته مان بشوید و ببرد. یا یک خبر فوق العاده که همه مان با شنیدنش یک جیغ فرا بنفش بکشیم ! 

 

+ صرفا جهت تنوع بنده خودم را تنهایی به یک استخر و سینما دعوت میکنم . و منتظر آمدن هیجانی که دلم میخواهد میمانم : )

++ این هفته را دانشگاه نرفتم . هفته ی بعد هم مجبورم میفهمید ؟ مجبوووور : |

...
نویسنده : بازدید : 6 تاريخ : شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 14:53